بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
79
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
يكى از مهمترين پيششرطهاى اختيار فرد در اسلام « معرفت » است . واژه اختيار در معناى دقيق خود مىتواند « خيرگزينى » معنى شود و « خير » يعنى بهترين راه ممكن و لذا اختيار جز با حصول معرفت لازم ممكن نخواهد شد . يكى از عمدهترين نكات در تعارض ديدگاههاى فلسفى مختلف « وسعت حقوق فرد » است . در اسلام بنا به تاكيدات قرآن كريم خداوند انسان را داراى بالاترين شان و وسيعترين حوزه حقوقى آفريده ( احزاب / 72 ) به همين علت شئونات كوتاهمدت نمىبايست ملاك عمل بوده ، شئونات درازمدت وى فدا گردند . در فرهنگ اسلامى انسان ( كه داراى روح الهى است و جسم نزد او امانت است ) به صرف خودمختارى مجاز به صدمه زدن به خود نمىباشد و اتانازى جايز نيست . از سوى ديگر در ديدگاه اسلامى عبادت پروردگار و مسير تكاملى او تنها در مراسم خاص عبادى خلاصه نمىشود ، بلكه انسان مومن مىتواند تمام اعمال ، تفكرات ، نفس كشيدنها ، حتى تحمل دردها و گرفتارىها را به صورت عبادت و طريق تقرب الى اللّه قرار دهد . بدين گونه نفس درد در ذات خود از عوامل تكاملى تصور مىشود . درد و بيمارى بهعنوان يك پديده طبيعى در مسير انسان به سوى هدفش وى را يارى مىكند . ( سوره 84 / 6 ) . پزشك تنها حق دارد و موظف است كه اين پديده طبيعى را از بيمار دفع كند ، اما حق گرفتن حيات بيمار را ندارد . طبيبى كه با هدف و نيت قرب الى اللّه در درمان بيمار بكوشد - چه به نتيجه برسد يا نرسد - در تكامل نفس خود و بيمار گام برداشته است ، اما با پايان بخشيدن به حيات بيمار محتضر ، هم نفس خود را به قهقرا هدايت كرده و هم مانع كمال نفسانى انسان ديگر شده است . نتيجهگيرى : اتانازى و كمك به خودكشى در كشور ما با توجه به موازين شرعى و قانونى غير مجاز مىباشند . مهمترين نكته در بحث محدوده « خودمختارى » بيمار و همچنين اختيارات پزشك در مورد مهمترين تصميم ممكن براى يك فرد ، يعنى ادامه يا عدم ادامه زندگى است . با توجه به منع شرعى و مرتبه عالى وجود انسان از ديدگاه شارع مقدس ترحم و دلسوزى نمىتواند مجوزى جهت اقدام به كمك براى خودكشى يا ديگركشى باشد . بعلاوه